دی 1394
ببینیم ، از یک دیدگاه ، چرا در عالم سیاست تنهای تنها می شویم ؟
نقدی به سخن آقای عارف" در سال 92 تنها بودیم نوشته است"
علیرضا ایت اللهی
28 دی 1394 - 15:54                          تعداد بازدید: 2842                          کد خبر : 116959
در پی انتشار خبر" عارف: در انتخابات 92 تنهای تنها بودیم "در یزدفردا جناب علیرضا آیت اللهی از همراهان قدیمی یزدفردا یاداشتی ارایه دادند که بد ندیدیم به صورت مجزا منتشر شود.
در باره تیتری که یزد فردا آورده است « البته نقد هم می تواند صورت بگیرد » و انشاء الله که با انصاف :
« لازمه حضوری حدٌ اکثری مردم در انتخابات » قبل از هرچیز احساس تکلیف آنهاست ؛ امٌا مسلما" « و نیز دلگرمی آنان » با توانائی ها و دلگرمی هائی که ارائه می شود ... شکست مقدمه پیروزی است ؛ امٌا اگر پس از سالیان سال نتوانسته باشیم « سرمایه اجتماعی » خود را نه تنها توسعه دهیم بلکه حتی در هسته اصلی حفظ کنیم مقدمه ای بر نتوانستن های دیگر نیست ؟ آیا یک خانه تکانی اساسی ضرورت نمیداشت ؟! ( که هنوز هم خیلی دیر نیست ... ) ؛ شاید آسیب شناسی توسط آسیب رسانان اگر محال نباشد سالها طول بکشد ، و وقتی به نتیجه برسد که بسیار دیر شده باشد . ...
فراموشی عهد و استبعاد از صداقت که برخی از یاران بسیار نزدیک جناب عالی داشتند  از ضد ارزشهای اسلامی نیستند ؟ قابل توجیه نیستند و در هر حال در بهار و تابستان است که میبایست به فکر زمستان بود . باید دید چگونه یک سیاستمدار تا بدان حد محبوب القلوب و موجٌه « تنهای تنها » می شود . شخصا" خوب و ارزشمند است ؛ امٌا « تنهای تنها » !!! . .... و اینکه  با توجه به آنچه که انحرافیون انجام داده بودن به اصطلاح بغض از معاویه را به حساب حبٌ علی نگذاریم ! .
ما هم معتقدیم که در ذات اصلاح طلبی ( واقعی و اصلاح طلبان واقعا" مؤمن به اصلاحات طبیعتا" صحیح اجتماعی ) تحقق آرمانهای انقلاب و حاکمیت ارزشها وجود دارد . خوشبینی جناب عالی در خدمتگزاری به مردم و مملکت هم از هر جهت قابل ستایش است ؛ امٌا :
در جهان امروز و آغاز هزاره سوٌم ، سیاست ، چه از نظر کسب قدرت و چه از نظر حفظ قدرت ؛ فقط و فقط سیاست است و ندیده ایم که در هیچ جا و توسط هیچکس و در هیچ موردی « عبادت » یا « قانونمندی » باشد : کجای برجام ناشی از قانون است ؟! کجای آن مطابق قانون ؟ و کجایش منشاء قانون و قانون آفرین ؟! . امٌا می بینیم که هنوز هم در کسب و حفظ قدرت ، « حقٌ » و عدالت جایگاهی ویژه دارند ؛ اگر احقاق حق نمی شود تضییع حق هم نشده باشد و اگر هم تضییعی در کار است نه آنچنان گزاف و اصولی ... که شخص و گروه هدف چنین تضییعاتی نه در لشگر و نه در گرایش ، بلکه حتی در قصد کوچکترین همراهی با ما باقی نمی مانند :
« شناخت حقٌ مردم و قدر مردم هنوز هم در اولویت هرگونه فعالیت و حرکت رو به جلوی سیاسی است »
قدر خود و یاران خود را بشناسیم که حتی عمربن عبدود ها محترمانه شاکی نشوند ؛ مگر اینکه معجزه ای استثنائی اتفاق افتد و ذوالفقار علی بر فرق کافر عمربن عبدود فرود آید .... که البته در مثل مناقشه نیست . در سیاست و انتخابات ما نه هیچکس حیدر کرار است و نه هیچکس کافر و چون عمربن عبدود ... از آن استثناء که بگذریم جامعه هم آداب و رسوم و سنن و سلسله مراتبی از حرمت و واقعنگری دارد . جوانان هم شایسته اند ؛ بانوان هم شایسته اند ... و البته به جای خود ...و همین که به دنیای سیاست رسید در حدٌ استعداد و شم ٌ سیاسی شخصی خود ، نه اینکه جوانی یا زن بودن فاکتوری بشود برای این امر یا آن امر : انسجام اجتماعی و گروهی و غیر ذلک وقتی تحقق می یابد که چون قاعده مکانیسم هر ماشین هر مهره ای به جای خود قرار گرفته باشد ؛ و اینجاست که مدیریت و ضابطه و قاطعیت بر انعطاف و مماشات و مدارا غلبه می کند ؛ والٌا با همان افراد ، همان رفتار و همان ابزار « حقٌه و مهر بدان نام و نشان است که بود » .
استاد عزیز و دانشمند گرامی ، جناب عالی بسیار بهتر از بنده ی پنجاه سال دانشجوئی کرده می دانید که « سیلست » همان تکنولولوژی ،و معرفت شناسی و مبتنی بر هوش نیست و به این ترتیب هر نخبه ای سیاستمداری خوب نمی شود ؛ بلکه سیاست بسیار بسیار بیشتر بر اساس درک موقعیت زمانی و مکانی و تصمیمگیری با آینده نگری است ؛ که اگر مثلا" وقتی ، حال باری به هر جهت ، قدرت یافتیم سپاهیان مؤمن و مخلص خود را واننهیم که در اینصورت در مبارزات بعدی چه توقعی می توانیم از آنان داشته باشیم ؟! . در یک رقابت مردمسالاری دینی رفاقت سیاسی و همراهی هم شفاقت می خواهد ؛ جائی نیست که خرِ ما که از پل گذشت ... . سیاست درهای باز برای همه ، هجوم مگسان دور شیرینی و... باز هم برای آنکه ثابت شود کرم سیب از خود سیب است ؟! که یکی بچٌه گرگ می پرورید .... ؟! .
این استاد بزرگ دانشگاه لابد میدانند که تا به حد به سلامت و مردمدوستی ایشان ایمان دارم ؛ سیاسی و به دنبال پست و مقام حاصل از حزب و گروه نبوده ام و در این خانه نشینی چندساله طبیعتا" هرگز نیستم ... امٌا بنظرم در دیگ چه باز باشد و چه بسته و چه این عرایض مرئی باشند و چه نباشند پس از قرن های قرن و در تمام جهان هنوز هم اصل سیاست بر نمک است . 
*
برادر جان همشهری ؛ من مردمشناسی هم خوانده ام . تقریبا" هیچ ملٌتی در جهان به اندازه ی ما ملٌت افراطی - تفریطی نیست ، از کاه کوه می سازیم و از کوه ، کاه ! . یکی را که نسبتا" خوب دیدیم چون یک معصوم به عرش اعلا میبریم و یکی را که نسبتا" بددیدیم در حدٌ شمر و خولی به فرش و مرجع کربِ بلا . چندماه در باره میرزا تقی خان امیر نظام مطالعه کرده ام و کاملا" برایم سؤال است . امیر کبیر و سخنِ حق ٌ « بزرگداشت با پیروی از بزرگی ( نسبی ) » یک چیزی است ؛ و امیر نظام و رابطه ، و در واقع وظیفه اش نسبت به یزد و یزدی ؛ چیزی دیگر ...
آنچه مسلٌم است یزد تا زمان صدارت امیرکبیر لااقل یکی از چهار شهر بزرگ ایران بوده است ؛ و از زمان وی و پس از وی نیز تا دهها سال بنا به سیاستهای وی ؛ و از آنجمله وابسته ساختن هرچه بیشتر نساجٌی به ماشین های نسٌاجی غرب و دستگاههای قنٌادی به ...و...و...و... و نه تنها بی توجٌهی به یزد تحت حکومت حکٌام بابی و فتنه گر در شهر و دوشقٌه سازی یزدیان ، بلکه اقداماتی اقتصادی - سیاسی که عملا" بر علیه یزد و یزدی و به نفع شمال و شمالیان ایران بوده است ؛ به رتبه ها ئی پائین تر سوق داده است ... که بهتر است دانشگاههای یزد در اینخصوص مطالعه کنند و لااقل در رشته تاریخ واحد هائی کافی برای مطالعه تاریخ یزد برای دانشجویان منظور دارند ...
... و با اینهمه ، ما نه در دربار پادشاهی سلطان سلمانی هستیم و نه در زمان سلطان صاحبقران که توصیه این و آن برای مردم شریفمان « چندان » مؤثر واقع شود به شرط آنکه هر داوطلب هر مسؤولیتی ، و از آنجمله نمایندگی مجلس ، به جای شعار دادن که من هم بلدم ! مسائل مورد نظر و تحلیل آنها و نهایتا" برنامه اش برای خدمت را مطرح کند ... امیر نظام یکی بود در فضای 200 سال قبل و ما در دوران مردمسالاری دینی و نیازی طبیعی به تبلیغات صحیح و روشن کردن عموم مردم .